من همینجا/به وقت/تهرانم
اشکای من گوله گوله/میچکن تو ماهیتابه/همه دود میشن می سوزن/شام من گریه کبابه
منصوره (آنا)لمسو مثل یک کرگدن بزرگ شدم زندگی در دو نیمه ی لیوان نیمه ی خالی از وجود خودم زندگی پوستین سختی داشت مثل یک کرگدن بزرگ شدم سعی کردی تفنگ تر بشوی تن به آزادی تو بفروشم ای برازنده بر تنت قنداق! من هنوزم درخت می پوشم روز را فکر مرّگی شدنم مثل مرگی به روزتر شده ام خواستم سایه ی سرت باشم لحظه در لحظه قوزتر شده ام یا دو تا شاخ بی گوزن بزرگ یا دو پا باید اختیار کنم مثل ملکول خسته از مایع داغ کردم،کجا فرار کنم؟!! حبس یک استخوان ترقوّه در گلویم رکورد خوبی بود روز تبلیغ یک زن شرقی صورتم بیلبرد خوبی بود حفظ کن من همیشه ده رقمم حفظ کم مثل یک کد ملّی سالها در تو زندگی کرده دختری ساده مثل" آن شِرلی" زندگی در دو نیمه ی لیوان میروم روزنامه ای بخرم خواب دیدم درخت تر شده ام از همان شب خمیده شد کمرم زندگی پوستین سختی داشت تا که از من گرفت ایمان را نصف لیوان تو،نصف لیوان من سر کشیدم تمام لیوان را ساری88
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |


