من همینجا/به وقت/تهرانم
اشکای من گوله گوله/میچکن تو ماهیتابه/همه دود میشن می سوزن/شام من گریه کبابه
برای بی مادر شدن زود بود... از برانکاردها نمی پرسند که چطور است حال عزراییل غسل تعمید مادرم در خون ربط دارد به پاشنه ی آشیل مرگ بر هرچه مرگ بی وقفه مرگ بر هرچه مرگ اورژانسی مرگ بر nursهای دختر باز دکترانی به عشوه ی نانسی جیغ های بنفش صد تومور درد تفسیر مرگ در ادرار بین بدخیم شد...همایش بود روی موهای درهم گلزار پنج سال از تنت تراشیدم غدّه هایی که عاجزت بودم پنج سال تمام خون خوردم شکل گلبول قرمزت بودم از شکافی که کالبد بشوی سقط کردی مرا به زایشگاه پاره های تو چارپاره شدند مثل موشی در آزمایشگاه این اتاق از عمل شدن خسته ست بند نافم بریده شد از سُن خون شلاق خورده ی مادر خون مسموم خسته از "هایدون" متوسل شدم به هر قیمت به خدا به مسیح به بودا دستم از هرچه آستین برسد چنگ شد روی دامن زهرا ترک شُک دادن زنی مُرده فکر کافکا و خودکشی بودم فکر پرتابم از پل گیشا بین آهنگ "چاووشی" بودم کفر بودم و مرگ ربطی داشت که به تنهایی" اوین "بشوم بین برهان خُلف می گشتم وخدا خواست تا ظنین بشوم مادرم فعل درد بود فقط که نباید به تسلیت برسم هی خدا در خودش فشارم داد که مبادا به معصیت برسم پدرم به صلیب معتقد است فکر مزدک شدن حریصم کرد من و "چشم آذر "و خیابان ها اوج "باران عشق" خیسم کرد وبه دیدارم از" اوشو" رفتم طرح عرفانی از ذن و تاروت شکل یک "باله" ی زنی صوفی روی پرواز روح از تابوت زنی از نیمه های آذرماه زیر این سقف کاذب بتنی دف ددف های شمس و مولانا روی نت های مست بتهونی پنج سال تمام "دگزا" ها از تو پرسیده اند حالت را درد پنجاه و هفت(۵۷)تا سیگار درد پنجاه و هفت سالت را بدتر از حال و روز من بشود حال و روز بد اتاق من است سنگ های سیاه کلّیه ات حجر الاسود اتاق من است هرچه هم تکّه پاره ،مادرتر عشق بازی به تکّه ی کفنی قبر بعد از تو مادری کرده ست استخوان های دوست داشتنی! حسّ پهلو شکسته ای دارم صبر کن،فکر این جنین...برگرد! مادرم مثل دود سیگارش بی که انّا الیه... ترکم کرد!!!
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |


